:::Noandish.com::: ترامپ چیست؟

۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۷ qs ایرانی

«ترامپ صرفا نشانه‌ای از یک بیماریِ مسری جهانی هست. ما موجی از ظهور افراد مستبد و بیگانه‌هراس و رهست افراطی را شاهدیم: از لوپن در فرانسه گرفته تا نارندرا مودی در هند، رودریگو دوتره در فیلیپین، حزب هستقلال‌طلب بریتانیا و رجب طیب اردوغان در ترکیه و تمام همتایان آنها (که برخی از آنها آشکارا نئوفاشیست هستند) که در سراسر جهان خواهان به‌دست‌گرفتن قدرت‌اند.»

روزنامه شرق نوشت: «این روزها بسیاری از ایرانیان کاملا بحق از ترامپ عصبه همراهنی‌اند اما پس از فرونشستنِ نخستین امواج خشم به همراهید ببینیم دقیقا از چه چیزی عصبه همراهنی هستیم. طرح این پرسش راهی هست برای جلوگیری از تحلیل‌ رفتن این خشم در پرخاشگری و دشنام‌گویی یا واکنش‌های عصبی و تبدیل‌ کردنش به نیروی محرکه‌ای برای تفکر و احتمالا عمل مسئولانه.

ترامپ کیست؟ به بیان دقیق‌تر، ترامپ چیست؟ این پرسشی هست که  ما را از حد دشنام‌گویی به یک شخص فراتر می‌برد و به همراه پدیده‌ای روبه‌رو می‌کند که «ترامپ» یکی از نام‌ها و شاید به همراهرزترین نام آن هست. به‌ جای ناسزاگویی به ترامپ به همراهید به «ترامپیسم» اندیشید؛ پدیده‌ای که به همراه تجلیات مختلفش منطق «سیهست» را در زمانه‌ ما آشکار می‌کند: این شاید مهم‌ترین درس نائومی کلاین به همراهشد. به تعبیر کلاین، ترامپ سمپتوم یک بیماری هست: «ترامپ صرفا نشانه‌ای از یک بیماریِ مسری جهانی هست. ما موجی از ظهور افراد مستبد و بیگانه‌هراس و رهست افراطی را شاهدیم: از لوپن در فرانسه گرفته تا نارندرا مودی در هند، رودریگو دوتره در فیلیپین، حزب هستقلال‌طلب بریتانیا و رجب طیب اردوغان در ترکیه و تمام همتایان آنها (که برخی از آنها آشکارا نئوفاشیست هستند) که در سراسر جهان خواهان به‌دست‌گرفتن قدرت‌اند.»

به این فهرست می‌توان بنیامین نتانیاهو و بن‌سلمان و بسیاری دیگر را نیز افزود؛ کسانی که به‌ ظاهر به همراه یکدیگر در ستیزند اما همه در ائتلافی غیر رسمی علیه بشریت می‌جنگند. بنابراین آن چه اهمیت دارد، شرایطی هست که پدیده‌ ترامپ را ممکن کرده هست. مهم‌ترین شرط امکانِ «ترامپیسم» را به همراهید در سرشت «دولت» در «سرمایه‌داری متأخر» جست‌وجو کرد. در «سرمایه‌داری متأخر»، دولت رفته‌رفته به مؤسسه‌ای تبدیل شده هست که کسب‌وکار شرکت‌های بزرگ و انحصاری را تضمین می‌کند. به همراه ابزارهای اصلیِ تحققِ این پروژه آشناییم: خصوصی‌سازیِ امورِ عمومی، مقررات‌زدایی از قلمرو  فعالیت شرکت‌ها، اعطای رسمی یا غیر رسمی معافیت‌های مالیاتی، کاهش پرداخت‌های انتقالی و خدمات دولتی. پدیده‌ ترامپ نشان‌دهنده مرحله‌ جدیدی در پیشرفت این فرایند شوم هست: تصاحب مستقیم و بی‌پرده و تعارف دولت از طرف شرکت‌های بزرگ برای براندازیِ دولت و «برون‌سپاری» وظایف آن به شرکت‌های انتفاعی. این به آن معنهست که ذی‌نفعان اقتصادی که دیرزمانی به همراه رشوه و لابی‌گری و هزار‌ و ‌یک ترفند دیگر سعی می‌کردند سیهست‌مداران را به همراه منافع خود همسو کنند، حال تصمیم گرفته‌اند خود مستقیما کارها را بر عهده بگیرند. بر‌ اساس‌این هست که کلاین به‌ قدرت‌ رسیدنِ ترامپ را گونه‌ای «کودتای دموکراتیک» می‌داند؛ «نه یک گذار، بلکه یک کودتای شرکتی». او برای اثبه همراهت ادعای خود به ترکیب کابینه‌ ترامپ اشاره می‌کند: به همراهنکدارها، مدیران سابق شرکت‌های انحصاری بزرگ، ابَرثروتمندانی که «ثروت‌های خود را از روش‌های خاصی جمع‌آوری کرده‌اند»، «همچنین برخی پیمانکاران نظامی و نظارتی و برخی لابی‌گران اجیر‌ شده در دولت ترامپ حضور دارند که تعداد بسیار زیادی از سمت‌های دفاعی و امنیتی کشور را به دست گرفته‌اند.»

تاکتیک عمده‌ای که برای تحقق این «کودتای دموکراتیک»، این «کودتای شرکتی»، به همراه هستفاده از ابزارهای نئولیبرال به کار گرفته می‌شود، همان تاکتیکی هست که نائومی کلاین آن را «شوک» نامیده هست: اعلام وضعیت اضطراری و تعلیق همه‌ قوانین به بهانه‌ مقابله به همراه بحران‌ها. این مجموعه‌ هستراتژیک به همراه انواع و اقسام تکنیک‌ها، از تکنیک‌های انضبه همراهطی و امنیتی گرفته تا تبلیغ کالاها و ترویج برندها، انسان‌ها را به بدن‌هایی رام و سر به‌ راه، تقلیل‌یافته به بدن‌های بیولوژیک تشنه‌ مصرف و لذت، فروکهسته هست و در قالب «روایت»های پارانویایی، فتیشیستی و سادیستی  به همراهزتولید می‌شود و تداوم می‌یابد: روایت‌هایی که تمام مشکلات درونی جامعه را گردن مهاجران، بیگانه‌ها، دشمنان، زنان، روشنفکران و… می‌اندازند و به همراه وعده‌ به همراهزگشت قهرمانی از قعر تاریخ که قرار هست در قالب تجسد جسمانیِ خیرِ کامل همه‌ دردها را التیام بخشد و مشکلات را حل کند، بدن‌های رام و از‌ نفس‌ افتاده را امید می‌بخشند و به همراه تقسیم انسان‌ها به دو دسته‌ «زرنگ‌ها/ به همراهجنم‌ها/ پیروزها» و «تنبل‌ها/ بی‌عرضه‌ها/ به همراهزنده‌ها» هستثمار و فقر و نابرابری را توجیه می‌کنند. در‌ این‌ به همراهره نیز آن چه کلاین در موضوع احساسات و اعتقادات مشترک اعضای کابینه‌ ترامپ می‌گوید، به اندازه‌ کافی گویهست. کینه و نفرت از مهاجران، بیگانگان و… و همچنین زنان: این اعتقاد مشترک که «بدن زنان فقط برای خدمت‌رسانی به مردان به وجود آمده هست، حال چه برای لذت جنسی از آ‌نها یا به‌ عنوان ماشین تولید کودک.»

آن‌گونه که کلاین توضیح می‌دهد، یکی از مؤلفه‌های مهم «ترامپیسم» به‌ عنوان آخرین تجلیِ «دکترین شوک»، تبدیل صحنه‌ سیهست به رینگ کشتی کج هست. ترامپ از زمان کمپین انتخابه همراهتی خود تاکنون رقابت‌های خاصی را به همراه سایر کاندیداها یا حریف‌های بین‌المللی خود پرورش می‌دهد که شبه همراههت زیادی به رقابت‌های کشتی کج دارند: او رجزهای وقیحانه می‌خواند و برای حریفان خود صفت‌های توهین‌آمیز می‌سازد و به همراه کاربرد تعابیر و اصطلاحات لمپنی و کوچه‌به همراهزاری «خشم جمعیت را به سوی تبهکاران تعیین‌شده‌ میدان» هدایت می‌کند. پدیده‌ای که به همراهرزترین ویژگی‌های رقابت سیاسی رهست افراطی را به روشن‌ترین و شدیدترین شکل در قالب بسته‌ای آموزشی در اختیار رقیبه همراهن کندذهن خود قرار می‌دهد و نتیجه صحنه‌های شرم‌آوری هست که به همراه مرور روزانه‌ خبرها در فضای مجازی، اعم از فیلتر شده و فیلتر نشده، می‌توان نمونه‌های آن را مشاهده کرد. به همراه این اوصاف، تکلیف کسانی که سرنوشت خود را در دست مشتی سیهست‌مدار سودجوی سبکسر می‌بینند چیست؟ آیا یگانه بدیل فریب‌خوردن و همراه‌ شدن به همراه  این سیرک بین‌المللی که «سیهست» نام دارد، ناامیدی هست؟ آیا در مقابل این «سیهست‌به همراهزی‌ها» مجالی برای کنش سیاسی رهستین وجود دارد؟

نائومی کلاین در توضیح و تشریح تاکتیک شوک می‌گوید: «ما زمانی که اتفاق بزرگ و بدی روی می‌دهد، شوک‌زده نمی‌شویم، بلکه زمانی شوک‌زده می‌شویم که اتفاق بد و بزرگی روی دهد که قادر به درک آن نبه همراهشیم. حالت شوک‌زدگی زمانی ایجاد می‌شود که میان رویدادهایی که اتفاق افتاده‌اند و توانایی ما برای توضیح پدیده‌ها شکافی ایجاد شود؛ ما زمانی خود را در چنین وضعیتی می‌یابیم که هیچ روایت درستی… در مورد پدیده‌ها در اختیار نداریم.» یعنی زمانی که «روایت رهایی‌بخش» وجود ندارد. همین غیاب روایت «رهایی‌بخش» هست که در مقابل سیهست‌مدارانی که به همراه دامن‌ زدن به احساسات ناسیونالیستی ما را از یکدیگر می‌هراسانند (روایت‌های پارانویایی) یا ترغیبمان می‌کنند برای رسیدن به هدفی «والاتر» از حقوق خود صرف‌نظر کنیم (روایت‌های فتیشیستی) ما را آسیب‌پذیر می‌کند. اتفاق‌های بد و بزرگی که ما روایت درستی برای درکشان نداریم: بحران‌های اقتصادی کمرشکن، فجایع زیست‌محیطی، حملات تروریستی و… . فقدان روایت درستی که این رویدادها را برای ما قابل درک کند، زمینه را برای تبدیل‌ شدن رؤیاهای سیهست‌مداران دست‌ رهستی مانند ترامپ به واقعیت (یا به بیان دقیق‌تر، «بلعیده‌ شدن واقعیت توسط رؤیای این سیهست‌مداران») فراهم کرده هست.

راهی که کلاین برای مقابله به همراه تاکتیک «شوک» پیشنهاد می‌کند، دو مؤلفه دارد:

۱) به همراهید درکی عمیق از کارکرد سیهست‌های شوک پیدا کنیم و بفهمیم سیهست‌هایی که در وضعیت‌های اضطراری و به همراه سوءهستفاده از گیجی و سرگردانی مردم در این وضعیت‌ها اتخاذ می‌شوند به منافع چه کسانی خدمت می‌کنند

۲) به همراهید در برابر روایت‌های پارانویایی، فتیشیستی و سادیستی، دنبه همراهل روایتی رهایی‌بخش بگردیم که به‌ جای ایجاد تفرقه‌ بیشتر در میان انسان‌ها، بر اتحاد انسان‌ها به همراه وجود تفاوت‌های نژادی، قومی، مذهبی و جنسیتی مبتنی به همراهشد و به جای راه‌ انداختن جنگ‌های بی‌ثبه همراهتگر و افزایش آلودگی، به دنبه همراهل درمان این سیاره هست. این روایت به همراهید به کسانی که به هر دلیلی رنج می‌کشند (خواه به دلیل بی‌کاری یا کار طاقت‌فرسا؛ خواه به دلیل نبود امکانات بهداشتی و درمانی، و خواه به دلیل جنگ) به‌ نحوی واقع‌بینانه، صادقانه و ملموس زندگی بهتری عرضه کند.

شاید در این روزهای بحرانی، درس‌های کلاین بیش از هر کس دیگری به درد ما ایرانی‌های عصبه همراهنی از ترامپ بخورد: «جهانی که بدان نیاز داریم به همراه جایگزینی ساکن فعلی دفتر ریهست‌جمهوری حاصل نمی‌شود.»

دانلود آهنگ مسعود صادقلو ما به هم میایم